مجموعه داستان زخم شیر که در جایزه جلال موفق شد عنوان بهترین مجموعه داستان را کسب کند، نوشته صمد طاهری است که پیش از این دو کتاب دیگر را سالها قبل به چاپ رسانده بود. با معرفی این مجموعه داستان در سایت دانای کل همراه باشید.
داستان زخم شیر
داستانهای مجموعه «زخم شیر» بیشتر در دهه شصت اتفاق میافتد و بیشتر از هر چیز روی رفتار و اخلاق انسان و به ویژه انسان امروز تمرکز دارد. حال و هوای کتاب، غمگنانه و تلخ است و نویسنده، دنیایی پیش روی ما میگذارد که نه تنها دورنما، که نمای حال حاضر خوشایندی هم ندارد.
مثال بارز و روشن این قضیه را در داستان «خروس» میبینیم؛ جایی که عشق بنمایه قصه است و شاهد چهار مرگ دردناک هستیم. تیرهتر از این تصویر شاید پیدا نکنیم، آن هم در قصهای که روایت عشق یک پیرمرد به اسب و عشق یک خروس به همنوعش را نقل میکند.
بد نیست یک نمونه دیگر را هم مقابل داستان قبلی بگذاریم؛ خانوادهای در جنوب کشور درگیر جنگ هستند و قصد میکنند آن منطقه (که بیشتر ساکنانش هم کوچ کردهاند) را ترک کنند، که البته در نهایت هم موفق میشوند؛ اما آنها برای آنکه سوار لنج شوند به ناچار «بُز»ی را که سالها خوراکشان را تامین کرده، و به قول «ننه» بچههایش از شیر او خوردهاند و بزرگ شدهاند، جا بگذراند. تلخی وجود دارد، فقط شکلش تغییر میکند.

نمادها و نشانهها
دو نکته مهم در این داستانها وجود دارد؛ اولی، نماد و نشانهگذاری است. در تمام کارهای این مجموعه، صمد طاهری روی یک عنصر تاکید میکند (که البته مصنوعی به نظر نمیرسد؛ اِلمان درستی انتخاب و در جای درستی استفاده میشود) و سعی میکند در انتهای ماجرا، از آن بهره بگیرد تا هم به ما کلید درِ آخر را بدهد و هم پایانبندیاش، کار را کامل کند. نکته دیگر که در ارتباط و ادامه نکته قبلی است، استفاده از «حیوانها» تقریبا در تمامی داستانهاست؛ عنصری که به کار گرفته میشود تا برخورد انسان امروزی را با «طبیعت» نشان دهد، که در بیشتر موارد هم این برخورد، منفی است.
خطر کردنِ نویسنده
داستانهای کتاب زخم شیر دور از پایتخت و گاهی در روستا یا حومه شهر اتفاق میافتند، اما در کلام، فاقد زبان یا گویشی خاص هستیم. این موضوع دو وجه دارد؛ خوانش را برای ما آسان میکند و درگیر کلمهها و اصطلاحها نمیشویم، و از طرفی میتوان گفت که این کار، نادیده گرفتن زبان خاص آن منطقه است.

به طور مثال وقتی با خانوادهای در خوزستان روبرو هستیم، به طور طبیعی انتظار داریم که با گویش آن شهر صحبت کنند. نویسنده ظاهرا ترجیح داده که فهم و درک داستان راحتتر باشد و به مفهوم اثر بیشتر تمرکز کنیم. این انتخاب صمد طاهری شاید به نوعی خطر کردن بود، اما نتیجهاش خوب از آب درآمده.
حرف پایانی
در پایان باید بگویم یکی از کارهای خوب سال 97 بود و به تمامی علاقهمندان به داستاننویسی پیشنهاد میشود بخوانندش. درگیر اسمهای خارجی نباشید، کارهای داخلی بسیار خوبی داریم که غریب افتادهاند.



