وقتی کتابش در سپتامبر سال 1943 راهی کتابفروشیها شد، مخاطبها از هر سنی که بودند، پسرکی را که از سیارک ب-612 آمده بود در آغوش گرفتند. رمانی که از همان ابتدا جای خودش را بین کتابخوانها باز کرد و به تدریج دامنه مخاطبهایش را گستردهتر و گستردهتر کرد. به مناسبت 79 سالگی این کتاب محبوب، در اینجا مختصری از شازده کوچولو حرف میزنیم.
رمانهای بسیاری در تاریخ ادبیات داستانی هستند که در زمان انتشار مورد توجه قرار نگرفتند و سالها طول کشید تا بین کتابخوانها جا باز کنند. آنتوان دو سنت اگزوپری کمی خوششانس بود که چنین اتفاقی برایش نیفتاد؛ پس از چاپ «شازده کوچولو» این رمان تا دو هفته در صدر پرفروشهای نیویورک تایمز بود. استقبال واقعی خوبی از این کتاب شد، تا جایی که تا دسامبر همان سال (رمان در سپتامبر منتشر شد) به چاپ سوم رسید. البته لابد خبر دارید که رمان اگزوپری اول در آمریکا و سه سال بعد در فرانسه به چاپ رسید.

نسخه صوتی از شازده کوچولو
احتمالا برای بسیاری اصطلاح «کتاب صوتی» یک چیز جدید است و فکرش را هم نمیکنند که هفتاد سال پیش، از شازده کوچولو نسخه صوتی هم بیرون آمده. سال 1954 چندین نسخه صوتی از کتاب به زبانهای مختلف روی صفحههای گرامافون و بعد هم نوار کاست و سیدی تهیه شد. با یک نسخه انگلیسی که راوی آن ریچارد برتون بود.
اقتباس از شازده کوچولو
پس از بیرون آمدن نسخه صوتی، نمایشنامه و فیلمنامه هم از آن ساخته شد. یک نمونهاش فیلم سینمایی شازده کوچولو (1974) به کارگردانی استنلی دانن و با هنرنمایی باب فاس و جین وایلدر بود. پس از آن دنبالههای دیگری هم برای آن ساخته شد. جالب است بدانید در کنار اقتباسهای صحنهای و سینمایی، پارکی در کشور کره جنوبی، موزهای در کشور ژاپن به نام این کتاب و بوتیکی در فرانسه با اجناسی از شازده کوچولو هم ساخته شد. از این داستان چند انیمیشن هم ساخته شده. اگر متولد دهه شصت باشید احتمالا کارتونش را که از صداوسیما پخش میشد دیدهاید.

ماجرای داستان
نیازی به گفتنش نیست، اما برای عده کمی که این کتاب را نخواندهاند خیلی سریع و ساده بگوییم که داستان کتاب درباره پسرکی است که از سیارهای کوچک (که تنها ساکن آن خودش است) عازم سایر سیارهها شده تا با آنها آشنا شود. این پسرک حالا به زمین و صحرای بزرگ آفریقا رسیده؛ جایی که یک هواپیما سقوط کرده و خلبانش مشغول تعمیر وسیلهاش است. حالا این مسافر خاطرهها و ماجراهایی را برای خلبان نقل میکند.
آنتوان دو سنت اگزوپری، نویسنده
اگزوپری پس از ناکامی در دانشگاه (در رشته معماری)، در سن 21 سالگی به خدمت ارتش فرانسه درمیآید. او علاقه داشت وارد نیروی دریایی شود اما در نهایت به نیروی هوایی اضافه شد و پس از مدتی کارش را به عنوان خلبان ادامه داد. البته در کنار شغل اصلیاش، داستان هم مینوشت. یکی از کتابها پرفروشش، «پرواز شبانه» حاصل همین دوره است. آنتوان دو سنت اگزوپری حادثههایی را هم پشت سر گذاشت، و از دل این تجربهها قصه درمیآورد. مثلا پس از سقوط هواپیمایش در صحرای لیبی، کتاب «باد، شن و ستاره» را نوشت که به مدت 5 ماه در فهرست پرفروشهای نیویورک تایمز قرار داشت؛ کتابی که مقدمهای شد بر نوشتن رمان شازده کوچولو.
بعد از حمله نازیها به اروپا و بالا گرفتن جنگ جهانی دوم، اگزوپری به همراه همسرش، کانسوئلو از وطنش به نیویورک رفت. ناخوشی خودش، جنگ در کشورش، سختیهای زندگی در غربت و مشکلات تازه با همسرش، فشار را بر آقای نویسنده زیاد کرد. در نتیجه برای رسیدن به آرامش شروع کرد به تصویرگری و نوشتن. این نقطه از زندگی اگزوپری همانجایی است که معروفترین کتابش را مینویسد.


