برای کسانی که از خواندن رمانهای کلاسیک خسته شدهاند یا آنهایی که به دنبال شیوهای بدیع و متفاوت در روایت یک داستان هستند، فکر میکنم کتاب گذرنامه نوشته هرتا مولر پیشنهاد خوبی است. البته چون اسم اصلی این کتاب («انسان قرقاول بزرگِ هستی است») برگرفته از یک ضربالمثل رومانیایی است و ضربالمثلها بیشتر متعلق به فرهنگ همان شهر یا کشور مبدا است، در دیگر کشورها از جمله در ایران، این کتاب با عنوان «گذرنامه» معرفی و ترجمه شده است.
درباره هرتا مولر، نویسنده کتاب
هرتا مولر، نویسنده و شاعر بزرگ آلمانی، که البته در کشور رومانی به دنیا آمده، اولین کتابش را در سال ۱۹۸۲ به زبان آلمانی و با نام «زمینهای پست» منتشر کرد. مولر از سال ۱۹۸۱ تا سال ۲۰۰۹ چندین و چند جایزه ادبی را از نهادها و انجمنهای مختلف در اروپا و خارج از اروپا به دست آورد. مولر سال ۲۰۰۹ به خاطر آثار و فعالیتهایش، جایزه نوبل ادبی را به دست آورد. «وطن همان جایی است که به زبانش صحبت میشود» و «گرسنه و ابریشم» و «سرزمین گوجههای سبز» از جمله آثار او هستند.

در مقدمه این کتاب مهرداد وثوقی، مترجم کتاب مینویسد:
نثر داستان با شعر آمیخته است و از تلمیحات بسیاری در آن استفاده شده است، هر یک از رنگها و نام گلها نوعی تلمیح است، و از ویژگیهای آن میتوان به جملات کوتاه برای ایجاد ضربآهنگهای تند اشاره کرد.
مقدمه کتاب گذرنامه
نگاهی به کتاب «بی باد بی پارو» اثر فریبا وفی
مولر در بعضی بخشهای کتاب (برای مثال در بخش «پادشاه خوابیده») از زبان طنز هم استفاده کرده که ممکن است شما با خواندنش به خنده بیفتید؛ البته خندهای تلخ. او در این کتاب به نوعی سختیهایی که پس از جنگ جهانی دوم برای خودش و مادرش پیش آمده را روایت میکند.
او در «گذرنامه» به مشکلات و سختیهای بازماندگان پس از جنگ میپردازد؛ موضوعی که علاقه و دغدغهاش بود. نثر داستان طوری است که گاهی وقتها و در حین خواندن بعضی جملهها خیال میکنید در حال خواندن یک شعر هستید.

قسمتی از کتاب «گذرنامه»
«زن جلوی میز، به این سو و آن سو میدود. نجار هم به دنبالش است. زن سوزن آویخته را میبیند. دستش را دراز میکند و آن را میگیرد. نخ در هوا تکان میخورد. نجار مچ دست او را میگیرد و میکشدش به سمت تخت. تابلویی با قاب مشکی بالای تخت آویزان است. روسری مادر نجار جلوی لبهص کلاه شوهرش را گرفته. لکهای روی شیشه قاب است. لکه روی چانه پیرزن افتاده. لبخندی به لب دارد. پای گور لبخند میزند؛ به یک سال نمیکشد. از روی دیوار به اتاق لبخند میزند.»
| کتاب | گذرنامه |
| نویسنده | هرتا مولر |
| مترجم | مهرداد وثوقی |
| ناشر | مروارید |



