داستانهایی در میان رودانِ مرگ و زندگی
تصور ما از زندگی یک جویبار جاری است و از مرگ یک نقطه. نقطه پایان. ولی مرگ هم مثل یک جویبار همیشه جاری است. مرگ و زندگی مثل دو رودند و ما در میانرودان (بینالنهرین) زندگی میکنیم! این همان نگاه است که در اولین مجموعه داستانی تالیفی «نازنین حاجیزاده» روایت شده.
کتاب «زمان خواب رفته»
کتابی که با عنوان «زمان خواب رفته» از سوی نشر داستان منتشر شده است دوازده داستان دارد و در 9 داستان، مرگ جاری است. گاهی تمام داستان را زیر سیطره خود در آورده. گاهی هم یک گوشه داستان جایی گرفته. مرگ به شکلهای مختلف: خودکشی، قتل، مرگ طبیعی و همینها هم به شکلهای مختلف. مرگ هنگام زایمان، مرگ در تصادف، مرگ به علت نامعلوم. نویسنده راویها را هم مدام تغییر میدهد.

روایت مرگ
روایت مرگ را از زبان روایهای مختلف میخوانید. از نگاه اول شخصی که با مرگ دیگری روبرو شده یا اول شخصی که مرگ خودش را روایت میکند. گاهی حتی با غافلگیری هر چه تمامتر، روای زندگیاش را روایت میکند و در یک لحظه به مرگ برمیخورد. اما روایت نمیمیرد و همچنان ادامه دارد. ادامه را از زبان منِ مُرده میخوانید. در این داستانها مرگ روایت میشود. روزمرگی و مشقتهایی نه منتهی به مرگ، که مرگبار، روایت میشود. اما غالبتر از اینها و حتی غالبتر از مرگ، عشق است که در داستانها حضور دارد.

مجموعه داستان «زمان خواب رفته»
خب احتمالا ترکیب سرخ و سیاهی است. داستانهایی عاشقانه و رمانتیک که آخرشان ناگهان از شکافهای عریض و عمیق یا سردخانه سر در میآورند؛ در داستانهایی مثل «من نه یکبار، بلکه چندین بار مردهام» «تاراز»، «بخیه» و «بوی تلخ عطری که دوست دارم».
کتابی از نازنین حاجیزاده
اگر نگاهها و قلمهای تازه کتاب اولیها را دوست دارید، «زمان خواب رفته» را هم در فهرست خریدتان بنویسید. البته نویسنده پیش از این، تجربه داستاننویسی در مطبوعات و ترجمه ادبی را داشته و فقط کتابش، کتاب اول است.



