اگر دنبال رمانی میگردید که روایتی نظیر آنچه در آثار کلاسیک خواندهاید داشته باشد و شما را کاملا درگیر ماجرا کند، شاید بهتر باشد سراغ این کتاب نروید. درباره کتاب «اجارهنشینها» اثر برنارد مالامود صحبت میکنیم که نسخه اصلیاش در سال 1971 میلادی منتشر شد و همین چند سال پیش به زبان فارسی هم به چاپ رسید.
قصه رمان «اجارهنشینها»
برنارد مالامود که بیشتر به خاطر دو کتاب «کارساز» و «استعداد طبیعی» معروف است و شناخته میشود، در این رمان قصد دارد ماجرای نویسندهای را تعریف کند که ده سالی است روی نوشتن رمانش کار میکند. هری لسر، شخصیت اول رمان در آپارتمانی ساکن است که صاحبش میخواهد خرابش کند، اما به دلیل قوانین مالک و مستاجر، فعلا نمیتواند آقای نویسنده را از خانهاش بیرون بیندازد. داستان از زاویه سوم شخص روایت میشود و در بخشهایی با واگویههای درونی شخصیت همراه میشویم.
این رمان با وجود دقت در جزئیات و داشتن زبانی مناسب، در ابتدای کار شما را وادار نمیکند که حتما تا انتهای کتاب را بخوانید. هری لسر، نویسندهای که ده سال درگیر کتابش است و حالا هم در خانهای سوت و کور که وضعیتی مناسب هم ندارد، تا حدود پنجاه صفحه اول کتاب، تنها شخصیت رمان است (اگر حضورهای جرقهای صاحبخانه را کنار بگذاریم). ماجرا از جایی بیشتر جریان میگیرد و جذاب میشود که شخص دیگری به آن آپارتمان میآید و از قضا او هم نویسنده است و سیاهپوست.

نقش اشیاء در «اجارهنشینها»
کتاب در چند جا ارجاعهایی به اسطورهها دارد و با توجه به اینکه شخصیتها کم هستند، برای درک آنچه برنارد مالامود میخواهد بگوید، بیشتر از هر چیزی باید روی اشیا و فضا متمرکز باشیم. وسیلهای نظیر «ماشین تحریر» فارغ از حضور ظاهری، معنایی ضمنی و نقشی پررنگ در این بین دارد.
نکته دیگر، تضادی است که بین دو شخصیت این داستان، یعنی هری و ویلی (نویسنده سیاهپوست) به چشم میخورد؛ دو نویسندهای که در حال به پایان بردن کتابشان هستند و در ابتدا هم رابطه چندان بدی با هم ندارند، اما به مرور اختلاف بین این دو خودش را نشان میدهد و کشمکشی سخت بینشان شکل میگیرد. خوانش کتاب اجارهنشینها ساده نیست، اما شاید آنقدرها هم پیچیده نباشد. باید روی کتاب متمرکز بود و به اشارهها و جزئیات توجه داشت.

اقتباس از داستان «اجارهنشینها»
بر اساس این کتاب، فیلمی به همین نام توسط دنی گرین در سال ۲۰۰۵ ساخته و اکران شد. در این فیلم دیلن مکدرموت و اسنوپ داگ نقشهای اصلی را بازی میکنند. البته چندان مورد توجه مخاطبها قرار نگرفت.
بخشی از کتاب اجارهنشینها
«لسر با خود فکر کرد، درست مینویسم ولی غلط به زبان میآورم. درست مینویسم چون چندین بار اصلاحش میکنم. چیزی که به زبان میآورم اصلاح نشده و اغلب اشتباه است. سپس با خود اندیشید، درباره عشق مینویسم چون چیز زیادی در موردش نمیدانم.»
| کتاب | اجاره نشینها |
| نویسنده | برنارد مالامود |
| مترجم | میلاد شالیکاریان |
| ناشر | چترنگ |



