نوجوانی سلینجر
عکسی از دوران نوجوانی سلینجر در یک مدرسه نظامی در پنسیلوانیا

مخالفت پدر با نویسندگی سلینجر
پدر سلینجر با نویسنده شدن او مخالف بود و به همین خاطر خیلی سعی کرد تا راهی برای کشاندن پسرش به مسیری که خودش دلش میخواست، پیدا کند.
در دوران نوجوانی سلینجر، پدرش که متوجه شده بود پسرش با کلاس درس سر سازگاری ندارد، تصمیم گرفت تا او را به یک مدرسه نظامی بفرستد بلکه آن حال و هوای نویسندگی از سر سلینجر بیفتد. البته میدانید که این کار هم فایدهای نداشت.
سلینجر علاقه زیادی به نوشتن داشت، طوری که حتی در همان مدرسه نظامی هم دست از نوشتن برنداشت؛ رفقایش تعریف میکنند که «او شبها میرفت زیر پتو، چراغ قوه را روشن میکرد و مینوشت!»
برای شنیدن ماجرای نوشته شدن رمان «ناطور دشت»، قسمت دوم پادکست دانای کل را بشنوید.


