با توجه به بازار نشر و سلیقه مخاطبان، به اندازه کافی رمانها و مجموعه داستانهای خارجی معرفی و پیشنهاد میشوند، پس بگذارید قدری از نویسندههای داخلی و کتابهایشان حرف بزنیم. در این نوبت میخواهیم مختصری درباره کتاب «شب به خرس» حرف بزنیم.
اجازه بدهید پیش از اینکه برویم سراغ اصل داستان، کمی از فرعش بگوییم. نکته اول به ویترین کار مربوط میشود؛ هنوز برایم سوال است که چرا ناشران ایرانی (و شاید حتی خود نویسندهها) به طرح روی جلد آن اهمیت لازم را نمیدهند و قدری ساده از آن عبور میکنند. با وجود امکانات امروزی، گمان نکنم خلق یک طرح و تصویر، کاری زمانبر و هزینهبر باشد. تصویر روی جلد کتاب «شب به خرس» بیشتر به آثار عامهپسند شبیه است. نقطه مقابل این موضوع، عنوان کتاب است که ای کاش کمی بزرگتر روی جلد میآمد. اسم از آن دست انتخابهای خاصی است که میتواند نظر هر کسی را به سمت خودش جلب کند.

قصه درباره شخصی به نام فاضل قناعتجو است که ظاهرا تمام هم و غمش رسیدن به دخترخالهاش، ناهی است، و خیال میکند برای دست پیدا کردن به او باید یکی از آرزوهای ناهی را برآورده کند. این دو خط هم نزدیک به خط اصلی رمانهای عامهپسند است، اما در واقع این ماجرا در همان چند صفحه ابتدایی باقی میماند و داستان به سمت دیگری پیش میرود.
ماجرای داستان شب به خرس
اگر بخواهیم به طور کلی تعریفی از ماجرای این رمان داشته باشیم، میتوانیم بگوییم سیر دگرگونی و تحول شخصیت اصلی قصه است. با این تعریفها انتظار قصهای رئال را دارید، اما فضای کار واقعگرا نیست. فضای کار کمی گنگ و مبهم است، و به طور دقیق نمیتوان گفت در این اثر با فضایی علمی تخیلی یا مثلا فانتزی یا رئالیسم جادویی سر و کار داریم؛ ویژگیهایی از هرکدام را در قصه میبینیم.
از همان ابتدای کار هم با عناصر و ویژگیهایی که در اثر مشاهده میکنیم متوجه میشویم که این داستان واقعگرا نیست؛ افتادن شخصیت اصلی در چاه دستشویی و حضور هیولایی در آنجا، شرکتی که کارش انتقام گرفتن است، معجونی به نام عاطفه که از سر انسان گرفته میشود، موجوداتی به نام عاطفهآشام. به اینها عنصر خیالپردازی را هم اضافه کنید که نقش پررنگی در قصه ایفا میکنند؛ خوابهای تکراری ناصر و ذهنیات و خیالات فاضل.
بخوانید: نقد کتاب «احتمالا گم شدهام» اثر سارا سالار
روایت قصه جریان و تپش دارد و این نبض تا انتهای داستان مرتب میزند. نمیتوانید بخشی را پیدا کنید که قصه مکث کند یا متوقف شود. در نظر گرفتن فصلهای بسیار کوتاه یکی از ترفندهایی است که نویسنده بهدرستی به کار بسته، چرا که قصه بازیهای موقعیتی دارد و ما را از صحنهای به صحنهای دیگر و از شخصیتی به شخصیتی دیگر میبرد، در نتیجه این برشهای کوتاه بدون گفتن حرف اضافه هم ما را بدون سردرگمی در جریان اتفاقها میگذارد و هم دست نویسنده را باز میگذارد تا رمان را به شیوه خودش جلو ببرد. انتخاب عنوانهایی ساده و سرراست و گاهی شوخطبع به این ترفند کمک کرده تا به خوبی کار کند.

تحول شخصیت اصلی
گفتیم ماجرای کلی کتاب «شب به خرس»، تحول شخصیت اصلی است. نویسنده در صفحه اول رمانش از زندگی کاملا معمولی فاضل قناعتجو میگوید و اینطور حرفش را تمام میکند «…و به همین راحتی فاضل قناعتجو روزگار میگذراند، روزگاری ساده.» اما در ادامه قصه چیزی که از این شخصیت میبینیم بسیار متفاوت از این تعریفهاست. چون نمیخواهم اتفاقهای میانه داستان را لو بدهم، اشارهای به تحول رفتاری این کاراکتر نمیکنم، و فقط به این جمله بسنده میکنم که در یک صحنه به شدت غافلگیر و کمی شوکه میشویم، نهتنها از واکنش این شخصیت، که از حرکت و نحوه رفتارش.
بخوانید: نقد رمان «هرس» نوشته نسیم مرعشی
اما پرسش اصلی اینجاست که آیا این دگرگونی سیر و روندی معمول و طبیعی دارد؟ هرچند بعضی از حوادث و ماجراها غیرمعمول و خارج از خط داستانی هستند (از جمله حضور شخصیت فرناز که چیزی ازش دستگیرمان نمیشود، ایجاد رابطه صمیمانه بین فاضل و ناصر و …)، با این حال روایت همانطور که گفتیم خوب پیش میرود و قصه برای ما «قابل قبول» است؛ یعنی میپذیریم که چنین واقعه و ماجرایی را.
تنهای تنها
نکته دیگر در این داستان، تنهایی شخصیتها و شخصیتهای تنهاست. وقتی از دور به این قصه و آدمهایش نگاه میکنیم، پی میبریم که بسیاری از آنها تنها افتادهاند؛ از خود فاضل قناعتجو تا ناصر و ناهی (که از همسرش جدا شده). از طرفی هرکدام هم به نوعی سرگشتهاند و روزگار خوشی ندارند. این ویژگیها به داستان کمک کرده تا فضای سرد و توام با خشم درونی شخصیتها در قصه ملموس و به مخاطب منتقل شود.

در نقد کتاب «شب به خرس» حرفهای بیشتری باید زد، اما فرصتمان محدود است. کوتاه بگویم که این قصه خواندنی است. نویسنده برای اثرش اهمیت قائل بوده و برایش وقت صرف کرده، و این را از توجه به جزئیاتش میفهمیم. چه خوب است نویسندهای به جای رفتن سراغ قصهای کلیشهای و آپارتمانی و کافهای، به ایدهای خاص رسیده و در فضایی عجیب داستانش را روایتش کرده.
| کتاب | شب به خرس |
| نویسنده | عماد رضایی نیک |
| ناشر | ققنوس |
فرید دانشفر


