به نظر میرسد جمله یک همسایه، ترغیبکننده «گوان موی» با نام مستعار مو یان شد تا به نویسندگی فکر کند. اواخر دهه 60 یا اوایل دهه 70 بود که همسایه این نوجوان به او گفت نویسندهای را میشناسد که آثارش آنقدر مردمپسند و پرفروشاند که به وی این امکان را میدهد تا در هر وعده غذاییاش «جیائوزی» که یک نوع غذای گوشتی است، بخورد.
رویای نویسنده شدن
برای «گوان» که سال 1955 در استان گائومی چین به دنیا آمده بود و در این مدت تقریبا هیج چیز نمیدانست، این موضوع الهامبخش شد. مو یان بعدها نوشت: «این چیزی بود که نیاز داشتم تا بدانم. نویسنده شدن این امکان را به آدم میدهد که بتواند روزی سه بار جیائوزی بخورد. دیگر بهتر از این نمیشود، حتی سگها هم نمیتوانند چنین کاری کنند. اینطوری شد که تصمیم گرفتم روزی نویسنده بشوم.»
آرزویی که چند سال بعد، زمانی که گوان در مدرسه هنر و ادبیات ارتش آزادیبخش خلق پذیرفته شد، رنگ واقعیت گرفت. در حالی که او هنوز دانشجو بود، شروع به نوشتن آثارش با نام مستعار «مو یان» کرد. او این نام مستعار را به این دلیل انتخاب کرد که به معنای «حرف نزن» بود. نخستین رمان کوتاه او به نام «یک تربچه شفاف» سال 1984 منتشر شد و توجه مجامع ادبی چین را برانگیخت. دومین اثرش «ذرت سرخ» سال 1986 او را از نویسندهای افتادهحال به سطح ملی رساند و بعد هم بینالمللیاش کرد. شهرت از راه رسید.
شکل و فرم داستانها
داستان «ذرت سرخ» در طول جنگ دوم چین و ژاپن که در فاصله سالهای 1894 و 1895 رخ داد میگذرد و توسط راوی بینام، ماجرای زوجی را بازگو میکند که خاطرات نوهشان را مرور میکنند. ماجرا در سال 1939 و زمانی شروع میشود که «پدر» 15 ساله است و با پدربزرگ راهی میشود تا به گروهی از مبارزان چینی که در کمین ژاپنیها هستند، بپیوندند. عملیات به سرعت رخ میدهد و در طول چند پاراگراف حسی، زندگی بیپرده خانواده بیان میشود و این پیش از آن است که ناگهان همهچیز از هم بپاشد.

این رمان پر از برشهای هماهنگ، جلو رفتنها و بازگشتهای زمانی است که ماجرای جنگ و روزهای جوانی زندگی پدربزرگ و مادربزرگ در آن در هم تنیده میشوند.
در طی سه دهه مو یان قدرت خود را بر محدوده تجربی جدیدی متمرکز کرد. در «زندگی و مرگ مرا خسته میکنند» که سال 2006 منتشر شد، او افسانهای عظیم را از ورای زندگیهای در هم تنیدهشده دوستان، وابستگان و دشمنان یک ملاک به نام ژیمن نائو ترسیم میکند. ژیمن نائو در آغاز رمان که سال 1949 است قربانی جنبش اصلاحات ارضی میشود و جان خود را از دست میدهد. در سالهای بعدی یعنی از سال 1950 تا 2000 چشماندازهای مختلفی مطرح میشود که حاصل تجربه او با تناسخ در کالبد یک الاغ، یک گاو نر، یک خوک، یک میمون و سرانجام یک پسربچه با کلهای بزرگ و غیرطبیعی است. استعارهها با شماری از میانپردههای خیالپردازانه و کنایی تکمیل میشود.
در یکی از این قسمتها مجادله دو خوک که یکی از آنها قهرمان داستان است، به جدالی واقعی میانجامد، اما این جدال سرانجام به یک همآوازی ختم میشود که پرواز کلاهها را در پی دارد. هماهنگی این حرکت فارغالبال کلاهها با ماه، سرانجام ماه را در آسمان به خواندن آوازهای فولکلور چینی وامیدارد.
هوارد گلدبلت، مترجم آثار مو یان به زبان انگلیسی، آثار وی را با چارلز دیکنز مقایسه میکند اما خود مو یان معتقد است که با تاثیر گرفتن از ویلیام فاکنر و گابریل گارسیا مارکز این آثار را خلق کرده است. در هر حال کمیته نوبل برای آنچه «رئالیسم توهمی که بیانگر قصههای فولکلوریک، تاریخ و زندگی معاصر است» او را شایسته دریافت نوبل خواند و از این نظر برخی مو یان را مشابه فرانتس کافکا میدانند.
نوشتههای مو یان اغلب حماسی، درونی و دریده هستند. بسیاری از قصههای او در زادگاهش گائومی میگذرد که در ایالت شاندونگ واقع شده و این همان جایی است که هنگام اعلام نام برنده نوبل، نویسنده در خانهاش مشغول صرف شام بود.

نظر جان آپدایک درباره مو یان
جان آپدایک، نویسنده فقید آمریکایی و برنده دو جایزه پولیتزر که تا زمان حیاتش هر سال به عنوان یکی از برندگان احتمالی نوبل ادبیات مطرح بود در نقدی که سال 2005 در نیویورکر بر یکی از رمانهای مو یان نوشته، از ترکیب «تصادف وحشیانه، رئالیسم جادویی، توصیف طبیعی و استعارههای پرت و دورافتاده» در این اثر یکه خورده و از نثر سرراست، فارغالبال و دهنکجیکنانه او حیرت کرده است.
به گفته آپدایک این رمان ترکیبی از دو داستان است که به صورت معمولی امکان ندارد کسی آنها را به هم بچسباند. در اولی «مو» قصد دارد داستان تاریخ چین در قرن بیستم را از ورای زندگی زنی فناناپذیر بیان کند و داستان زندگی او و دخترانش را در کنار شوهر و مادرشوهرش، روستاییان همسایه او در شهر گائومی در شمال شرقی چین که از امواج به جا مانده از جنگ در رنج هستند، قحطی و نیروهای کمونیست که این سرزمین مصیبتدیده را شستوشو میدهند، توصیف میکند. و در همانحال او داستان پسر این زن را به نام شانگوآن جینتونگ هم بیان میکند که سنی بیشتر از او دارد و در همه عمرش از او تغذیه کرده است.
جایزه نوبل مو یان
جایزه نوبل 2012 سرانجام در سرزمین چین به زمین نشست و نام «مو یان» نویسنده 57 ساله به عنوان برنده آن اعلام شد. هرچند از این نویسنده تا پیش از گرفتن این جایزه، اثری به فارسی از این نویسنده ترجمه و منتشر نشده بود، اما او 9 عنوان رمان و شمار قابل توجهی داستان کوتاه و بلند دارد. با وجود اینکه او دومین نویسنده چینی است که این جایزه را دریافت میکند، اما از آنجا که گائو شینگجیان برنده جایزه نوبل ادبیات 2000 شهروند فرانسه بود، نام او به عنوان نویسندهای فرانسوی در فهرست دریافتکنندگان نوبل ثبت شده است. به همین خاطر، مو یان نخستین نویسنده چینی به حساب میآید که جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرده است.

حمایت از دولت
مو یان اغلب از سوی روشنفکران چینی به دلیل همراهی با دولت خوانده میشود زیر نقد قرار داشته و دریافت جایزه ادبیات مائودون 2011 موجب شد تا نوشتههای او را برخی حمایتکننده از قدرت بنامند.
مو یان در سخنرانی کوتاهی که در نمایشگاه فرانکفورت 2009 داشت، فلسفه خود را چنین توضیح داد: «یک نویسنده باید به بیان نقد و خشم خود از سمت تیره اجتماع و زشتیهای طبیعت بشری بپردازد، اما ما نباید از الگوی واحدی برای این بیان استفاده کنیم. برخی میخواهند در خیابان فریاد بزنند، اما ما باید با آنهایی که خود را در اتاقهایشان پنهان میکنند ارتباط برقرار کنیم و ادبیات میتواند صدای عقاید آنها باشد.»
او در این سخنرانی حکایت بسیار مشهوری از بتهوون و گوته را یادآور شد که وقتی در حال قدم زدن با یکدیگر در شهر آب معدنی چک یعنی تپلیتس بودند با عبور امپراتریس مواجه شدند؛ بتهوون به رفتن خود ادامه داد اما گوته ایستاد، کلاه از سر برداشت و تعظیم کرد. مو یان گفت وقتی جوان بودم فکر میکردم بتهوون کار بزرگی کرد، اما از زمانی که پا به سن گذاشتم به این نتیجه رسیدم که کاری که بتهوون کرد آسانتر بود و باید دیگران را تشویق کرد تا کاری را انجام دهند که گوته انجام داد.
آثار
از آثار این نویسنده، شماری به زبان انگلیسی ترجمه شدهاند که «ذرت سرخ» که سال 1987 فیلمی به کارگردانی ژانگ ییمو با اقتباس از آن ساخته شد و جایزه خرس طلایی فستیول فیلم برلین را هم از آن خود کرد، از جمله آنهاست. «زندگی و مرگ خستهام میکند» (طاقت زندگی و مرگم نیست) نیز سال 2008 به انگلیسی ترجمه شد.
مجموعه داستان «شیفو؛ هر کاری برای یک خنده میکنی» هم از دیگر آثار اوست که سال 1999 به زبان چینی منتشر شد و نسخه انگلیسی آن سال 2002 به بازار آمد. این رمان با عنوان متفاوت «دست از این مسخرهبازی بردار، اوستا» به فارسی برگردانده شد. «چکامههای سیر» هم در میان رمانهای او جای دارد که سال 1988 چاپ شد و نسخه انگلیسی آن سال 1995 به بازار راه یافت. «جمهوری شراب» دیگر رمان او که سال 1992 منتشر شد، سال 2000 به زبان انگلیسی برگردانده شد.



